ذبيح الله صفا
239
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
شده است » « 1 » . مؤلفان موضوعات علوم نكتهء ديگر آنكه عالمان اين عهد غالبا در بيشتر رشتههاى فنون داراى اطلاع و آثار بودهاند و همين امر بعضى از آنان را بتأليف كتابهايى در ذكر اقسام علوم و شرح آنها واداشته است . اين امر سابقهء ممتدى در تاريخ علوم در تمدن اسلامى دارد و در آغاز كار بيشتر مبتنى بر احصاء علوم عقلى بود چنان كه فارابى و ابن سينا كردهاند . در اواخر قرن ششم و آغاز قرن هفتم با تأليف كتابهايى از قبيل جامع العلوم امام فخر الدين رازى اين كار توسعهء بيشترى يافت و از آن پس در ايران و كشورهاى ديگر اسلامى دنبال شد « 2 » . در آغاز اين دوره خواجه نصير الدين طوسى ( م 672 ) دنبالهء كار علماى پيشين را در تأليف كتاب در اقسام علوم حكمى گرفت و ازين راه كتاب اقسام الحكمة او كه رسالهيى كوتاه به عربى دربارهء علوم مختلف و شناساندن آنهاست پديد آمد . در پايان اين رساله خواجه جميع اقسام حكمت را با منطق چهل و چهار علم دانسته و در همين رساله « علم وحى » را ( كه معقول در آن بهيأت خاص درآيد ) و علم معاد جسمانى را كه از دين گرفته است آورد و اين امر تأثير دين را در حكمت و يا نزديكى شديد حكمت را به « دين » خوب نشان مىدهد . اما اهميت كار در آنست كه درين دوره كسانى ديگر دست بتأليف كتابهايى دربارهء موضوعات مختلف علوم زدند و كار خود را از احصاء علوم بشرح اصول و مبادى آنها كشانيدند و اين نكته كشش علما را بتهيهء كتابهاى جامع درسى روشن مىدارد . در بعضى ازين كتابها اگرچه موضوعات علوم محدود است ليكن تفصيل آنها از طرفى و خارج شدن از سيرت قدما در شرح و توضيح علوم عقلى از طرفى ديگر و استناد باخبار و آيات متداول
--> ( 1 ) - مقدمهء ابن خلدون ص 531 - 532 . ( 2 ) - دربارهء مؤلفات مختلفى كه درين باب از قرن هشتم ببعد شده رجوع كنيد به كشف الظنون حاج خليفه ذيل « موضوعات العلوم » ج 2 از ستون 1905 ببعد